Tuesday, December 18, 2007

استاد هادی تجویدی


استاد هادی تجویدی


بنیان گذار مکتب مینیاتور تهران
استاد هادی تجویدی از ماندگار چهره های بسیار گران قدر و ارزنده هنر نگار گری (مینیاتور) معاصر ایران است که نقش و سهم والایی در احیا و تجدید این هنر دارد . او در واقع مینیاتور ایران را ، پس از قریب سه سده وقفه و رکود ( از اواخر دوره صفوی تا اوایل عهد پهلوی ) ، به سبک و شیوه اصیل و سنتی خود بازگردداند و با حرکتی منطقی و مناسب ، یکی از درخشان ترین ادوار هنری نگار گری را رقم زد . نقش اساسی و تعیین کننده هادی تجویدی در زمینه رشد و اعتلای مجدد مینیاتور ، شاید به علت عمر کوتاه این استاد هیچ گاه مورد بررسی و ارزیابی دقیق و جدی قرار نگرفته است . شایسته است از این هنرمند چیره دست بعنوان پایه گذار مکتبی نوین در مینیاتور معاصر تحت عنوان "مکتب مینیاتور تهران" نام برده شود . استاد هادی تجویدی در اصفهان ، کانون همیشه جاودان هنر ایران ، دیده به جهان گشود . او فرزند محمد علی سلطان الکتاب مذهب و خوشنویس مشهور اصفهانی است . جد مادری او ، میرزا بابا نقاش باشی ، نیز هنرمند شایسته دوران بود . به این ترتیب ، تجویدی در خاندانی اهل هنر و معرفت پرورش یافت و ذهن پویا و خلاقش در دشت مصفای هنر شکوفا گردید . برادران بزرگش محمد کاظم و مهدی در نقاشی سرآمد بودند . مهدی که آثار ارزنده ای در زمینه نقاشی آبرنگ از خود به یادگار گذاشته ، آثارش را با رقم "مهدی تائب" امضا میکرد . مهدی در شاعری نیز احساسی قوی داشت و تخلص "تائب" را برای خود انتخاب کرده بود .تجویدی ضمن تحصیلات متداول و مدرسه ای ، در مکتب استادانی چون آقا محمد ابراهیم نعمت اللهی (نقاش باشی) و آقا میرزا احمد از هنرمندان مشهور اصفهان توش و توان گرفت . با استاد حسین حاج مصورا الملکی ، نقاش و مینیاتوریست نام آشنا ، انس و الفت یافت و نکات و دقایق دیگری از هنر نقاشی را به جان نیوشید.

جویدی در سال 1295 شمسی راهی تهران شد و در این شهر به جمع شاگردان آقا میرزا یحیی خان نقاش باشی (پدر استاد اکبر تقوی) پیوست . او در نزد این استادان به شیوه نقاشی قاجار ، قلمدان و جلد سازی (نقاشی زیرلاکی) کاملا آشنا گردید . هادی تجویدی در تهران وارد مدرسه کمال الملک (صنایع مستظرفه) یعنی دانشگاه هنر آن زمان شد و تحت تعلیم استاد کمال الملک اصول و شیوه نقاشی کلاسیک و طبیعت سازی را مرور کرد و بیش از پیش دل به نقاشی سپرد . تجویدی به سبب استعداد و قدرت قلمش هم زمان در مدرسه به تعلیم گرفتن آناتومی و طبیعت سازی با آبرنگ پرداخته و تا درجه استادی در این رشته ار نقاشی پیشرفت کرد. پس از مدتی از سوی وزارت نعارف به دریافت دیپلم عالی در رشته نقاشی نائل آمد .بدین ترتیب استاد جوان با گامهای قدرتمند و دستان توانا پا به عرصه پر رمز و راز هنر ایران گذاشت . تجویدی از موسیقی نیز بهره ای شایان ذکر داشت . او در این زمینه مکتب درویش خان را درک کرده و رموز موسیقی ایران را فرا گرفته بود .
در سال 1308 شمسی ، حسین طاهرزاده بهزاد به قصد تاسیس "مدرسه صنایع قدیمه" برای احیای هنرهای ملی ایران وارد عرصه
هنر میگردد و به منظور انتخاب نخستین معلم رشته مینیاتور برای مدرسه صنایع قدیمه ، از هنرمندان سراسر کشور دعوت میکند تا در آزمون ویژه شرکت کنند . در زمینه نقاشی مینیاتور ، استاد حسین بهزاد ، استاد مهدی تائب (برادر هادی تجویدی) و استاد هادی تجویدی شرکت کردند . تجویدی در این امتحان یک قطعه مینیاتور به نام کنبد بنفش به سبک صفوی استاد میرک ساخت ، که هم اکنون در موزه هنرهای ملی ایران بعنوان اثری تاریخی و ارزشمند نگهداری میشود . تجویدی در این اثر سعی داشته که تمامی عناصر و ارزشهای نگارگری عهد صفوی را به همراه تکنیک های متداول آن عصر بازسازی کند . با ارائه این اثر است که طاهرزاده بهزاد ، هادی تجویدی را بعنوان نخستین معلم مینیاتور برگزید

مینیاتور و تاریخ


نقاشي هاي مينياتوري از قلعه حسن صباح مي توانند نمايانگر شكل حقيقي قلعه باشند

ميراث استان ها – طي كاوش هاي باستان شناسي درقلعه حسن صباح مقداري سفال و كاشي زرين فام كشف شده كه در دوره حسن صباح مورد استفاده قرار مي گرفته است. با كشف اين سفال و كاشي ها و تطبيق آنها به نقاشي هاي مينياتوري از قلعه حسن صباح، به خصوص نقاشي كتاب جامع التواريخ، باستان شناسان بر اين باورند كه نماي اصلي قلعه مطابق با نقاشي هاي مينياتوري بوده است.
به گزارش «ميراث خبر» دژ تاريخي حسن صباح، رهبر فرقه اسماعيليه نزاري در ايران، بين قرن 4 و 5 قمري محل استقرار پايگاهي براي مبارزات حسن صباح و تبليغا ‌اگرچه مسئولان شهرداري تهران پيش از اين بارها بر همكاري همه جانبه به منظور حفظ هويت تاريخي پايتخت تاكيد كرده بودند اما روند برنامه هاي عمراني در شهرداري منطقه 12، بزرگ ترين منطقه تاريخي تهران حاكي از ادامه برنامه هاي متناقض با حفظ هويت پايتخت 200 ساله استتي براي جذب پيروان وي بوده است. اين دژ تاريخي به علت قرار گرفتن در محل صعب العبور امكان دسترسي دشمنان حسن صباح را از او كم مي كرد و به همين علت اين دژ تاريخي ساليان درازي مقر فرماندهي حسن صباح بوده است. تاريخ پابر جايي اين قلعه را هولا كوخان مغول به پايان رساند. وي با تشكيل يك سپاه عظيم و يازده ماه محاصره قلعه موفق شد تا حسن صباح را شكست داده و قلعه را فتح كند. به گفته مكتوبات تاريخي هولاكوخان پس از فتح قلعه آن را با خاك يكسان كرد و اثري از آن باقي نگذاشت؛ اما نبرد حسن صباح با هولاكوخان و حضور ساليان درازي كه در قلعه داشته است همواره دست مايه طراحان و نقاشان بوده است. در ميان نقاشي هايي كه غالبا هم مينياتوري بوده اند، نقاشي معروفي در كتاب جامع التواريخ چاپ شده است. اين نقاشي هولاكوخان را در حال وارد شدن به قلعه نشان مي دهد. ساليان درازي است كه محققين در جستجوي پاسخ به اين پرسش هستند كه آيا طرح قلعه در اين نقاشي مطابق با نماي حقيقي قلعه قبل از اشغال آن توسط مغول ها بوده است؟ حميده چوبك، باستان شناس و سرپرست پروژه ملي الموت در خصوص يافته هاي باستان شناسي در قلعه و تشابه آن با نقاشي هاي مينياتوري از دژ حسن صباح به ميراث خبر گفت:«در سومين فصل كاوش در قلعه الموت كاشي ها و سفال هايي كشف شد كه به آن زرين فام مي گفتند. اين نوع از كاشي و سفال در آن زمان توسط بزرگان و افراد ثروتمند مورد استفاده قرار مي گرفته و جنبه تزئيني ويژه اي داشته است. در نقاشي مينياتوري اي كه در كتا ب جامع التواريخ وجود دارد و يكي از قديمي ترين نقاشي ها از قلعه حسن صباح محسوب مي شود، ديواره قلعه با همين سفال ها و كاشي ها تزئين شده است. با كنار هم قرار دادن اين كاشي ها و نقاشي مينياتوري كتا ب جامع التواريخ مي توان به اين نكته اشاره داشت كه احتمالا ديواره قلعه تشابه زيادي به نقاشي كتاب جامع التاريخ داشته است».
چوبك با اشاره به كتاب جامع التواريخ در موزه پاريس گفت:«اين كتاب در موزه پاريس نگهداري مي شود و ما براي آنكه بخواهيم از تصوير اين كتاب عكس بگيريم بايد هزاران دلار بپرازيم؛ در حالي كه اين كتاب متعلق به ما و حق مسلم ماست كه از آن استفاده كنيم». به گفته چوبك از جمله نكاتي كه باعث مي شود تا محققين به نقاشي اين كتاب و تطبيق آن با نماي اصلي قلعه به ديده شك بنگرند قدمت اين نسخه خطي است كه به قرن نهم مربوط مي شود.
به گفته برخي تاريخ نويسان هولاكوخان قلعه را با خاك يكسان كرده است، اما برخي ديگر نيز معتقدند از آنجايي كه در زمان صفويه اين قلعه زندان بوده است، نماي اصلي آن تا دوران صفويه پا بر جا مانده بود و پس از آن در زمان قاجاريه بخاطر پيدا كردن اشياي قيمتي از بين رفته است.
محمد حسن سمسار محقق و كارشناس اموال تاريخي در خصوص سفال ها و كاشي هاي پيدا شده در قلعه حسن صباح و تطبيق آن با نقاشي مينياتوري كتاب جامع التواريخ گفت:«همانطور كه در نقاشي هم ديده مي شودديوار هاي قلعه از كاشي زرين فام شكل گرفته است و يافته هاي اخير باستان شناسان در قلعه حسن صباح نيزما را به اين نكته نزديك تر مي كند كه در آن زمان ازكاشي هاي زرين فام براي تزئينات دژ استفاده شده است؛ اما بايد به اين نكته توجه داشت كه نقاشان مينياتوري واقعيت را در ابعاد تخيلي تصوير مي كردند و به همين علت آن نقاشي نيز تخيلي است؛ و از آنجايي كه به گفته تاريخ هولاكوخان قلعه را با خاك يكسان كرده است و اين نقاشي نيز متعلق به قرن نهم است، نمي توان خيلي به اين موضوع استناد داشت كه با پيدا كردن اين كاشي ها و سفال ها بتوان گفت نماي قلعه مطابق با نقاشي بوده است».
به گفته وي شايد بتوان با كشف بيشتر سفال ها واشيايي از اين دست، و با كنار هم قرار دادن آن ها تطبيق بهتري بين نقاشي مينياتوري كتاب جامع التواريخ و واقعيت موجود انجام داد.
دژ تاريخي حسن صباح يكي از غير قابل نفوذ ترين دژهاي تاريخي ايران بوده است. شرايط استراتژيكي اين قلعه باعث مي شد تا هيچ سپاهي نتواند قلعه را فتح كند. حسن صباح به مدت چهارده سال با مغول ها مي جنگد و در آخرين نبرد هنگامي كه هولاكوخان به قصد فتح قلعه به الموت مي رود شكست مي خورد. هولاكوخان از آنجايي كه مي دانست نفوذ به قلعه غير ممكن است، با محاصره طولاني قلعه كه يازده ماه به طول انجاميد توانست سرماي دره الموت را تحمل كند و افراد حسن صباح را كه به علت تمام شدن آب و غذايشان توانايي براي جنگيدن با مغول ها را نداشتند شكست دهد. به گفته اغلب مورخين هولاكوخان پس از فتح قلعه آن را با خاك يكسان كرد.
منبع:
خبرگزاری میراث فرهنگی http://www.chn.ir/

استاد محمود فرشچیان





محمود فرشچیان





محمود فرشچیان به سال 1308 شمسی در اصفهان ، دیده به جهان گشود . پدرش ، حاج غلامرضا فرشچیان ، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت
این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد . از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد ، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید . فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزاآقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان ، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقشهای زیبا بست . او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت . از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی ، زیر نظر استاد عیسی بهادری ، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی ، مینیاتور ، نقاشی رنگ و روغن ، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی ، تذهیب ، مینیاتور) پرداخت
بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود .استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف ، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد . فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف میپرداخت . او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون ، عالی قاپو ، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه میکرد . فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشات و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت



سال 1329 بعد از 6 سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ، فرشجیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد . آثار سالهای شاگردی ایشان هنوز در مرکز هنرستان ، موجود است . او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگها فوق العاده قدرتمند و قوی است . این قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری است که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته است . از نظر محتوا و مضمون ، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند . سخن آخر اینکه امروز استاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و خلق نقشهای دلنشین و جشم نواز ، هنرمندی است که به جرآت میتوان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانست

نقاشی های مینیاتوری

شيوه هاي گوناگون مينياتورسازي ايران

روشهاي مينياتورسازي در ايران بسيار متنوع بوده و هست، و هر يك از استادان معروف ، تغييراتي در روش و شيوه هايي كه پيش از آنها موجود بوده، وارد كرده اند. با اين حال بطور كلي و بدون در نظرگرفتن تغييرات جزيي و كم اهميت مي توان شيوه هاي ساخت مينياتورهاي ايران را بصورت ذيل تقسيم و شرح كرد





مينياتور تمام رنگ جسمي
در گذشته رنگهاي جسمي مينياتورسازي كه شامل پودر رنگهاي معدني مانند سفيداب سرب، سرنج،لاجورد، سيله، شنجرف، زرنيخ، نيل و غيره بود ، را با قطعه سنگ صيقلي كوچكي بر روي سنگ ديگري كه وسط آن گود بود ميساييدند تا خوب نرم و قابل استفاده شود.معمولا" شاگرداني كه براي تعليم نزد استاد ميآمدند ، در سال اول، كارشان رنگ ساييدن بود ولي سالهاست كه اين رويه با تاسيس هنرستان هاي هنرهاي زيبا و تاسيس كارخانه هاي رنگ سازي ، ترك شده است.رنگهاي جسمي پس از اين كه با آب خوب ساييده شد با مقدار معيني چسب سريشم يا سمغ مخلوط مي شود تا هنگامي مصرف وپس از خشك شدن ثابت بماند . در بعضي كشورها براي چسب رنگ ،از سفيده و زرده تخم مرغ يا محلول نبات ، و يا شيره انگور و مختصري روغن گليسيرين نيز استفاده مي نمايند.اين رنگهاي جسمي، در كارخانه هاي رنگ سازي امروز، رنگ "گواش" ناميده ميشود. بطور كلي رنگهاي جسمي "گواش" مانند رنگ روغن قابليت پوشش دارد يعني اگر روي صفحه تيره رنگ به كار رود ، رنگ زيرين خود را مي پوشاند ، ورنگ طلايي اصل يا بدل در رديف رنگهاي جسمي مي باشد.در مينياتورهاي تمام رنگ جسمي ، تمام زمينه تابلو، ازرنگ پوشيده شده وفقط حاشيه مقوا يا كاغذ يا ورق كتاب به رنگ اصلي خود باقي مي ماند.اين نكته قابل ذكر است كه رنگهاي جسمي، مخصوص رنگ آميزي تابلو بوده و براي ريزه كاري ها و ساخت و ساز (روكاري) از رنگهاي روحي استفاده مي كنند ، زيرا رنگ جسمي قابليت كشش و نازك كاري را ندارد.

مينياتور آبرنگ روحي
رنگهاي روحي برخلاف رنگهاي جسمي ، قابليت پوشش ندارند، در نتييجه بايد روي زمينه هاي روشن مورد استفاده قرار گيرند . مينياتورهاي كه با رنگ روحي تهيه ميشود ، معمولا" رنگها به قدري با آب مخلوط ميشود كه كاملا"رقيق و كم رنگ باشد و رنگهاي جسمي را نيز در صورت لزوم به همين روش رقيق كار مي كنند كه زمينه اوليه تابلو به خوبي ديده شود . اين گونه مينياتورها از اواخر دوره صفويه بيشتر متداول شده و در دوره هاي بعد مانند زنديه و قاجاريه بميزان بسيار زياد ، مينياتور آبرنگ روحي ساخته شده است
مينياتورهاي كه روي عاج ساخته مي شوند بيشتر از رنگهاي روحي استفاده شده تا زمينه عاج نمودار باشد.در حال حاضر هنرمندان مينياتورساز بيشتر از رنگهاي روحي استفاده مي كنند ولي در ميان آثار آن ، رنگهاي جسمي و روحي ، در كنار هم نيز ديده مي شود . براي چسب رنگهاي روحي فقط مقدار بسيار كمي شيره انگور يا محلول قند كافي است

مينياتور سياه قلم رنگي
ميناتورهايي كه در برخي از قسمتهاي آن ، رنگ به كار رفته باشد را سياه قلم رنگي مي خوانند . در اين شيوه، رنگ طلايي حتما" به كار مي رود و زمينه تابلو به حال خود باقي مي ماند و قسمتهاي مختصري كه رنگين است، بنا به سليقه هنرمند از رنگهاي جسمي و روحي هر دو ، استفاده شده و بطور كلي قسمتهايي كه به شيوه سياه قلم كار ميشود ، خيلي زياد است. مينياتورهاي سياه قلم رنگي، بيشتر در دوره صفويه در آثار "رضا عباسي" متداول شده و تا امروز مورد نظر هنرمندان بوده و به اين شيوه زياد كار مي كنند















مينياتور سياه قلم
اين گونه مينياتور همانگونه كه از نام آن پيداست ، تنها با قلم سياه ، روي زمينه هاي روشن كار مي شود و در تمام ادوار تحولاتي كه در سبك نقاشي ايران حاصل شده وجود داشته و دارد ، ولي از دوره صفويه به بعد ، بيشتر رايج گرديده بگونه اي كه كتابهاي خطي بسياري ، با شيوه سياه قلم مصور شد و امروز نيز هنرمندان به اين شيوه علاقه خاصي دارند
براي تهيه مينياتور سياه قلم ، از مركب هاي مرغوب خوشنويسي استفاده ميشود و هر اندازه كه مركب نرمتر و كشش آن بيشتر باشد ، قلم و امكان نازك كاري بيشتري به هنرمند مي دهد . شيوه سياه قلم را با رنگهاي ديگر مانند: قهوه اي تيره و حتي قرمز يا آبي تيره و بطوركلي رنگهاي روحي سير ، نيز تهيه كرده اند ، ولي در هر حال از يك رنگ منحصر بفرد روحي ، تجاوز نمي كند و شيوه كار كردن همانند مركب است . در دوره قاجاريه كه مينياتور آبرنگ به شيوه زمان تهيه مي شد ، از مينياتور و گل و بوته هاي اين دوره نيز به شيوه سياه قلم ، بسيار ديده ميشود








مينياتور سفيد قلم
مقصود از سفيد قلم ، آثاري است كه با قلم سفيد روي كاغذ يا صفحه تيره رنگ ، نقاشي شده باشد.آشكار است كه به اين شيوه با ساير رنگهاي روي زمينه تيره، بسيار ديده شده و در هر حال از يك رنگ تجاوز نمي كند . البته برخي از هنرمندان ، به ابتكار خود ، مختصري طلايي و رنگهاي ديگر ، در تابلوي سفيد قلم به كار برده اند ولي عموميت ندارد. از آثار مينياتور سفيد قلم هنرمندان معاصر نيز بسيار ديده مي شود و كاملا" شناخته شده و رايج ميباشد و گاه گاه از رنگهاي روشن متنوع روي زمينه سياه ، تابلوهاي بزرگ ساخته اند كه در نمايشگاه هاي بزرگ مورد توجه قرار گرفته و مدال طلا به آنها تعلق گرفته ولي نوع اخير ، بسيار كم انجام ميشود














تشعير
به نقوش تزييني اطلاق ميشود كه در حاشيه هاي كتابهاي مصور يا از نقوش ديوار و لباسهاي زربفت ، از حيوانات ، گل، بوته و درخت نشان داده شده و عموما" با طلايي يك رنگ ، روي زمينه تيره و يا با رنگ تيره تر از رنگ زمينه ، مانند خود رنگ نقاشي شده است . اصولا" تشعير براي تابلوهاي پركار است و يك عمل تكميل كننده بشمار مي رود







مينياتور زير روغني
اين گونه مينياتورسازي نيز با رنگهاي جسمي و روحي هر دو ساخته ميشود و پس از تكميل ، سطح آن را يك قشر روغن مي زنند تا شفاف و براق شود بر اثر استعمال پاك نشود .در گذشته در اين شيوه از روغن كمان كه در ايران تهيه مي شد، استفاده مي كردند، ولي امروز از روغن هاي بسيار شفاف كه زودتر خشك مي شود ، استحكام آن نيز بهتر از روغن كمان است و در كارخانه هاي رنگ سازي ساخته ميشود ، استفاده مي كنند.
معمولا" مينياتورهاي زير روغني براي تهيه آلبوم ، جعبه، جلد كتاب، قلمدان، قاب آيينه و... است. و بايد روي جنس محكم ، مانند مقواي پرس شده ، تخته ، فلز يا عاج باشد كه روغن در آن نفوذ نداشته و بر استحكام كار اضافه شود حداقل سه بار و در شرايط گوناگون اين قبيل اشيا نفيس را تا ده بار روغن مي زنند تا كاملا" قشر شفاف روغن بصورت ضخيم روي نقاشي را بپوشانند . در ميان آثار مينياتور هاي زير روغني ،از تمام شيوه ها حتي سياه قلم و تشعير بسيار ديده ميشود و بطور كلي ،تمامي سبك ها در زير روغن خود نمايي دارد.
ياد آور ميشود كه هنر تذهيب كاري جداي از مينياتورسازي نيست و شيوه هاي گوناگون گفته شده ، در تذهيب بكار مي رود . و ميتوان به همين روش، انواع گوناگون تذهيب را تقسيم كرد


گرد آورنده : آذین میرزاعلیخانی
بر گرفته از:
فرهنگ واژ­گان و اصطلاحات خوشنويسي و هنرهاي وابسته "حميد رضا قليچ خاني"
نقاشي ايراني "رويين پاكباز"
دايره المعارف هنر "رويين پاكباز"
باغهای خیال "پرویز مرزبان"
هنرهای ایران "پرویز مرزبان"